تبليغاتX
گاهي سنگ صبور
خاطرات دانشگاه
چند وقتي هست كه تصميم گرفتم يه مطلبي توي بلاگ بگذارم و اين طور هم كه از آمار ها برمياد بازديد كننده هامون به صفر ميل مي كنن.
اما بين چند تا موضوع گير افتادم ونمي دونم چي بنويسم . لذا از دوستان براي موضوع بعدي نظر سنجي مي كنم و درخواست كمك دارم .
موضوعات رو مي نويسم و دوستان اعلام كنن چي خوبه، همون رو مي نويسم .

- آنچه از گربه و مادرش ميشه ياد گرفت
- مي خواهم يك ميليونيوم خرج آرايش و لوازم آرايشي رو كم كنم
- ازهمسرايان تا سوپرانو ي ژاكلين پوك
- ديدگاه درماني ، سخت يا آسان!
- برنامه ريزي و خواب
- جنگ دنياها و استراتژي كوسه ببري
- آغاز راه ، شروع از پايان

براي همه ي موارد بالا مطلب آماده دارم اما تو انتخاب دو دل هستم . از دوستان مي خوام توي بخش نظرات بگن كدوم رو بنويسم يا كدوم ها رو بنويسم . بالاخره شما بايد بخونيد و ببينيد ، من كه خودم اينها رو توي ذهنم دارم
منتظر نظرات دوستان هستم
باتشكر
موفق و سربلند باشيد

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:18  توسط علي | 
این چند روز گذشته فیلم های جالبی به دستم رسیده که تقریبا هر روز یکی از اون ها رو نگاه می کنم . یکی از اون ها فیلمی با بازی بازیگر شرقی «جت لی» به نام «رومئو باید بمیرد» بود . تصمیم دارم یک تحلیل ساده از این فیلم بنویسم .
در این داستان سه گروه آدمهای اصلی وجود دارند که در کشور امریکا زندگی می کنند . دسته ای تجار بزرگ سیاه پوست که نیمی از بندر در دست اونهاست . دسته ی دیگه چینی هایی هستن که به کار تجارت مشغولن و نیمه ی دیگه ای از بندر در اختیار اونهاست و دسته ی آخر سفید پوستهایی هستن که در کنار این دو گروه کار می کنن. از این جا به بعد رئیس دو گروه چینی و سیاه رو با عنوان چینی ها و سیاه ها عنوان می کنم .  در اوایل داستان پسر چینی ها کشته میشه و بعد از اون هم با کمی فاصله  پسر سیاه ها . چینی ها پسر دیگه ای دارن که همون جت لی  (هان) هست و از زندانی در چین فرار میکنه و به امریکا میاد تا قاتل برادرش رو پیدا کنه . سیاه ها هم دختری دارن که با «هان» آشنا میشه و بینشون دوستی ایجاد میشه . دو شخصیت فرعی هم در داستان وجود داره که یک سیاه پوست به عنوان معاون سیاه ها و یک چینی به عنوان معاون چینی ها هستن. معاون سیاه ها مسلمون هست و حتی به غیر مسلمون ها هم سلام می کنه و همه رو برادر صدا می کنه .
خوب از اینجا به بعد اونقدر داستان برای برخی دوستان آگاه ، ساده و قابل پیش بینی هست که گفتن بنده بی تاثیره اما ، در انتهای داستان این معاون سیاه هاست که به عنوان قاتل پسر سیاه مشخص میشه (به علت حسادت و طمع کسب قدرت) و پدر چینی ها هم قاتل پسرش شناخته میشه (به علت عدم توانایی در کنترل فرزند)
در چند جمله تحلیل خودم رو می نویسم :
- آمریکایی ها نسبت به فرزندان خود مهربان و دلسوزند
- هر چه نابودی و ویرانی و ناجوانمردی در بین امریکایی هاست به دست مسلمون ها صورت می گیره
- آمریکا را سیاهان اداره می کنند و آپارتاید (به هیچ وجه) در حق سیاهان وجود ندارد
- سفید های امریکایی در حاشیه هستند و گاهی هم مورد آپارتاید هستند
- جای پلیس در جریان اقتصادی امریکا خالیست و فضا کاملا برای فعالیت اقتصادی باز هست
- چینی ها اگر نتوانند کنترل کنند تخریب می کنند (نوعی حکومت میلیتاریستی)
- چینی ها حتی نسبت به خانواده ی خود هم متعهد نیستند
- یک چینی متمرد از قوانین چین لایق عشق و آغوش باز آمریکاست
- آمریکا با آغوش باز تمرد و بی قانونی در چین رو حمایت می کنه (در صحنه ی دست دادن رئیس سیاه ها و «هان»)
- بسیاری از آشوب ها و تخریب ها اگر از جانب مسلمون ها نباشه از جانب چینی هاست .
- چینی ها باید سنت ها و بزرگان خودشون رو رها کنن و بگذارن تا خودشون خودشون رو از بین ببرن و نابود کنن.
- سفید های امریکایی در تلاشند تا شاید بخشی از حق خود رو از سیاه ها پس بگیرن.
- سفید های امریکایی هر چه باشند از سیاه ها برترند (در دقت و هوش و زکاوت)
- یک امریکایی نباید به دست فرد دیگری از بین برود مگر یک امریکایی (بیان دیگری از کاپیتلاسیون)

و بسیار برداشت هایی که می تونیم از این فیلم داشته باشیم که من با یکبار دیدن ازشون عبور کردم و شاید هم از قدرت درک این بنده خارج باشه .
به امید روزی که ما هم بتونیم معارف و مبانی فکری و دینی خودمون رو به این ظرافت و قدرت به نمایش بگذاریم
ریز بین ، آگاه و سربلند باشید .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 20:42  توسط علي | 
اين چند روز حال روحي خوبي ندارم و نمي تونم زياد بنويسم
در غم بانوي دو عالم لينك هايي رو جهت آشنايي و استفاده براي دوستان قرار مي دم
موفق و آگاه باشيد

آئينه ايزد نما حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
ياس كبود مدينه
حضرت فاطمه ؛ الگویی جاودانه برای زنان عالم
حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام
شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها به روايتي
شهادت حضرت فاطمه (س)- نوحه سرايي -دانلود
مداحي حضرت فاطمه سلام الله عليها

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 22:47  توسط علي | 
يه قانون كلي كه در جهان حاكم هست اينكه اگر آدم سوالي داشته و جواب اون سوال براش مهم باشه جهان خلقت به دنبال پاسخ مناسب مي گرده و اون جواب رو در اختيارش قرار ميده . اين قانون تا حد زيادي با قانون جذب همخواني داره .
در ترم دوم و در درس تفسير، من مبحثي رو عنوان كردم كه خودتون مي تونيد داستانش رو در مطلب «آدامس موزي يا روزنامه مساله اين است» مطالعه كنيد. حالا بعد از گذشتن بيش از 1 سال مي خوام مطالب رو از بعد ديني مورد بررسي قرار بدم و دوستاني كه علاقه دارن مي تونن از اين بحث استفاده كنن .
در اول چند تعريف رو بيان مي كنم :
فقير : كسي است كه نا دار و مستمند باشد اما با سيلي صورت خود را سرخ نگاه دارد و آبروي خود را حفظ كند
مسكين : كسي است كه ندار و مستمند است اما اين نداري را ابراز نموده و از مردم طلب كمك مي نمايد
اسير: همان معني مشهور براي اسير وجود دارد به انضمام اينكه در زمان حضور حضرت رسول (صل الله عليه و الهي و سلم) در ميان مردم اسيران ، كافر و غير مسلمان بودند .
سائل : فرد مستمندي است كه درب خانه ها را مي كوبد يا از مردم در خيابان درخواست كمك مي كند
متكدي : كسي است شغل گدايي و تكدي را برگزيده و با اين شغل ارتزاق مي كند

خوب حالا با توجه به تعاريف فوق چند آيه رو هم متذكر مي شم :
و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا (سوره مباركه دهر آيات شريفه 7و8)
و في أموالهم حق للسائل و المحروم (سوره مباركه ذاريات آيه شريفه 19)
وَلَا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا (سوره مباركه حجرات آيه شريفه 12)
و بسياري از آيات كه براي آشنايي با برخي از اونها يك پيوند در آخر مطلب قرار دادم
خوب با توجه به آيات و معاني كه بيان شد نتايجي رو خدمتتون عرض مي كنم . طبق آيات قرآن وظيفه ما به عنوان مسلمان ريشه كني فقر در جامعه ي اسلامي و بالطبع جامعه ي جهاني هست . اين مهم در بسياري از مناطق دنيا در حال پيگيري هست و در كشور خودمون هم براي مثال در شهر تبريز هيچ گدا و متكدي در شهر وجود نداره و بنياد هاي خيريه كه به تلاش مردم خير ايجاد شده فقرا رو تامين مي كنند . چيزي كه بسيار اهميت داره اينكه ما به چه كساني بايد كمك كنيم و به چه كساني نبايد . در بسياري از آياتي كه بنده به اون ها مراجعه كردم عدم كمك ذكر نشده و عموما كمك و خير رساني به مردم مورد توجه دين مبين بوده .
اما براي روشن تر شدن موضوع اشاراتي مي كنم . در ميان آيات انفاق به اين موارد اشاره شده :
انفاق به فقير ( اين كار از طريق سازمان ها و جمعيت هاي خيريه و نيز با توجه به همسايه ها و اطرافيان امكان پذير هست )
لازم به ذكر است قانون همسايگي كه طبق آن تا 40 منزل در اطراف همسايه محسوب مي شوند يك قانون خطي و يا سطحي نيست و اين قانون يك قانون كروي مي باشد . به اين معني كه از شمال و جنوب و شرق و غرب و بالا و پايين (در آپارتمان ها) تا 40 منزل حق همسايگي وجود دارد.
انفاق به فقير در مورد فقراي فاميل و همسايه بسيار تاكيد و عدم توجه به آنها موجب خسران و گناه مي باشد
انفاق به مسكين و سائل: همچون موارد بالا بوده به انضمام اينكه چون مسكين خود جلوي خلق دست درخواست كمك دراز مي كند ،‌ كمك به اين گروه كمي آسانتر است . در اينجا بايد خاطر نشان كرد طبق آيات قرآن (براي مثال آيه شريفه ي 12 از سوره مباركه حجرات) جستجو و تحقيق در زندگي مردم براي اينكه مشخص شود فرد سائل و مسكين راست گو است و يا به دروغ خود را مستمند مينمايد ضروري نبوده و گاهي گناه است.
اسير : با توجه به آيات 7و8 از سوره مباركه دهر كمك به اسير نيز موجب خوشنودي خدا خواهد بود.
يتيم : در اين مورد اونقدر آيه و حديث وجود دارد كه گفتن وجوب و اهميت اون لازم نمي نمايد و شايسته است با توجه به اهميت موضوع توجه و مراقبت از ايتام بستگان و همسايگان مورد توجه فرد فرد جامعه اسلامي قرار گيرد .
و بسيار مطالب كه در حوصله بلاگ بنده نيست . آخرين گروه متكديان هستند . اونها كه نه از روي نداري و نه از روي عدم توانايي  بلكه از روي تنبلي و رخوت دست به كار نمي زند و از حس نوع دوستي مردم استفاده كرده رزق بي زحمت تهيه مي كنند . كمك به اين افراد موجب افزايش رخوت در جامعه و عدم پيشرفت مي شود (عدم پيشرفت در اسلام مذموم بوده و در بسياري موارد گناه است).
اما آنچه در جلوي دانشگاه مي گذشت : جمعي از كودكان محله محروم نشين بيرجند براي كسب در آمد و يا براي ياد گرفتن آنكه چطور كسب درآمد كنند با دستان كوچك خود روزنامه و آدامس مي فروختند و در ايام ماه مبارك رمضان از ميان آنهمه اصراف ها و حيف و ميل هاي دانشگاه به دنبال لقمه اي غذاي لذيذ مي گشتند . شايد مصداق آيه مباركه «او اطعم في يوم ذي مسغبه» نبودند اما مصداق آيات  «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا» بودند .
سربلند و نيك رفتار باشيد

مجموعه اي از آيات مربوط به انفاق

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:44  توسط علي | 
ديروز جاتون خالي نباشه رفتيم دعوا . البته دعوا از نوع خوشبختياني .
با پدر و خواهر به سمت پاساژ مي رويم . همانجا كه آقاي [...] يك هفته است به بهانه هاي مختلف خواهرم را معطل مي كند . يك توليدي لباس كه قرار بود شنبه كار خواهر را تحويل دهد اما امروز پنج شنبه است . كارها آماده نيست و باز هم بهانه هاي واهي ...
پدر با سكوت سنگين و با زبان خود آقاي [...] را مجبور مي كند پول سفارشات را پس بدهد . فروشنده سيگار مي كشد و مضطرب است ، با آن شاگرد هيچكاره اش. بيرون مي آيند و مي روند بالا . «ما هم الان مياييم ، يه كار كوچولو داريم» . من ، برادرم و سيد ، دوست برادرم. منتظر مي شويم تا مشتري ها از مغازه خارج شوند ، مردم آبرو دارند . وارد مغازه مي شويم و من در را مي بندم . برادرم يقه ي آقاي [...] را مي گيرد و كمي رجز مي خواند . شاگرد مغازه عزم خروج مي كند ، نمي گذارم . سيد برادرم را جدا مي كند و كمي آرامش . آقاي [...] مضطرب است اما ما ، نه . ما براي دعوا نرفتيم و كمي شدت چاشني كار شد .
برادرم امر به نشستن كرد و بعد از كمي تعارفات نشستند . برادرم قصه گفت :‌
«يه روز يه سري دزد چند وقتي بود غافله اي براي دزدي گيرشون نيومده بود . بهشون خبر دادن كه غافله اي داره مياد و اون ها هم زدن به غافله. وقتي داشتن بار غافله رو خالي مي كردن رئيس دزد ها ديد يه چيزي به گردن شتر جلوي غافله آويزونه . گفت اون چيه ؟ گفتن هيچي . گفت ميگم اون چيه ؟! يكي گفت اون يه دعا بود كه ما نوشته بوديم كه گير تو نيوفتيم . حالا كه تو داري اموال ما رو مي بري معلومه اون هيچي نيست . رئيس دزد ها دستور داد بار ها رو برگردونن و سوار شتر ها كنن . هم قطار ها اعتراض كردن ولي اون اهميتي نداد . رئيس غافله از وسط جمعيت بيرون اومد و پرسيد : چرا اين كار رو مي كني؟ رئيس دزد ها گفت . ببين من دزد مال و اموال مردم هستم ، دزد دين و ايمانشون كه نيستم»
نگاهي به آقاي [...] كرد «ما به اعتماد لباس مذهبي تو بهت كار سپرديم» . حرف هايي زده شد «من سر اين كار 80 هزار تومني شما ، 2 تا هشتاد هزار تومن ضرر كردم» و برادرم «چون كوچولويي ، آدمي كه براي 80 تومن 2 تا 80 تومن ضرر بده كوچولوه مي فهمي كوچولو» . از مغازه بيرون آمديم و سيد ماند تا كمي نصيحت كند .
جدا شديم . برادرم و سيد رفتند تا شام بخورند و كمي آواز بخوانند . ما هم بستني خورديم . پدرم مي گفت «شما كه وارد بازار كار ميشيد بايد از تجربيات ديگران استفاده كنيد.» راست مي گفت ، تجربه ....
سربلند باشيد
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:3  توسط علي | 
کابوس شب کريسمس نام فيلمي از توليدات «تيم بورتون» هست . داستان فيلم در سرزمين هالووين ميگذره . همون طور که ميدونيد سرزمين هالووين جايي هست که وحشت و ترس از اونجا مياد و شخصيت هاي اين شهر همون کساني هستن که شب ها به خواب بچه ها ميان و اون ها رو مي ترسونن . شخصيت هايي مثل مار بزرگ ، مرده ، خفاش خون آشام ، ....
خود فيلم رو خيلي ها دوست ندارن (به خاطر شخصيت هاش)  اما کل فيلم يک اثر موزيکال هست که براي من خيلي جذاب و جالبه . توي اين مطلب قصد دارم دريافت هاي خودم رو از فيلم بنويسم و ديدن فيلم رو به عهده ي خواننده هاي بلاگ ميگذارم

دريافت ها :
- هر کسي بايد کار خودش رو انجام بده . به اين معني که ممکنه من يه برنامه نويس خوب باشم اما از شبکه سر در نيارم ، خوب نبايد جاي يک مسئول شبکه رو اشغال کنم . نبايد فکر کنم خوب چه اشکال داره من هم هرچي ندونم ياد مي گيرم . در فرهنگ خود ما (در فرهنگ ديني) اين کار نوعي ظلم و تجاوز محسوب ميشه ، ظلم به کار ، به کارفرما، به تاثير گيرنده ها و به خود آدم. اين چنين کارهايي (که فرد در اون تخصص نداره) خودش موجب نوعي تخريب و تضعيف هست . اين مثال رو در جامعه ي امروز زياد مي بينيم ، جايي که سوء برخورد ها نسبت به تخصص ها و تعهد ها خودنمايي مي کنه .
- احساسات آدم بيان کننده نحوي از واقعيات مربوط به انسان هستن و قابل تامل و بررسي. اما چيزي که بايد مورد دقت واقع بشه اينه که فهم احساس و درک هدف از اين احساس احتياج به دقت فراوون داره . براي نمونه در فيلم «جک» دچار نوعي روزمره گي شده و احساسي رو در درون خودش کشف کرده . نوعي احساس کمبود ، ولي در شناخت دچار اشتباه ميشه و با اين اشتباه خودش ، سرزمينش و سرزمين کريسمس رو به خطر ميندازه  .
- واقعيات و حقيقت ها دو چيز متفاوت هستن که آدم ها در بسياري از موارد اين دو رو با هم جمع مي کنن و در يک معني به کار مي برن (شايد براي درک اين مطلب لازم باشه يه سري به کارتون شرکت هيولا ها بزنيد) . براي مثال در واقعيت آدم هاي سرزمين هالووين ترسناک و خطرناک هستن ، اما در حقيقت اون ها افرادي هستن داراي عشق و محبت و ... که شغلشون و همه همتشون ترسوندن افراد هست . به بياني ديگه در دنياي کودکان اوگي بوگي (همون کسي که تصويرش روي ماه موجب ترس بچه ها ميشه ) شخصيتي ترسناک هست ، اين يک واقعيته اما در حقيقت اون تصوير مجموعه اي از آتشفشان هاي سطح ماه هست.
- همنشيني با افرادي که اهل فکر و تامل و البته تدبر هستن ، راهگشاي بسياري از مسائل در زندگيه آدم هاست . اينکه آدم با افرادي زندگي کنه و نشست و برخواست کنه که زياد اهل تفکر و تدبر نيستن موجب خطر براي خود آدم ميشه . همنشيني با هر فرد يا گروهي موجب ميشه ما متمايل به اون افراد بشيم و طبق قانون جذب هميشه همين گونه افراد رو به سمت خودمون جذب کنيم . حالا انتخاب گروهي که به درد همنشيني بخوره ( خوب يا بد، جاهل يا عاقل ، عالم يا بي سواد) به عهده ي خودتون .
- عشق و علاقه احساسي دو طرفه و دو جانبه هست ، به قول يکي از بزرگان علاقه ي يک طرفه نوعي حماقت هست . شايد دکتر فرنکنشتاين ، سالي رو براي دوستي با خودش خلق کرده بود اما علاقه و عشق به سالي در فرنکنشتاين يک طرفه بود و سالي فرد ديگه اي رو دوست مي داشت ، خوب هر آدم عاقلي مي فهمه وقتي هفته اي سه بار سوپ خواب آور مي خوره و وقتي بلند ميشه ميبينه اوني رو که دوست داره پيشش نيست يعني چي ؟ لطقا برداشت بدي رو از ماجرا به خودتون راه نديد . اينجا داستاني کودکانه داره مطرح ميشه که روابط در اون در حوزه ي دوستي هاي بي آلايش هست . پس به دور از همه افکار نا صحيح به اين بيانديشيد که وقتي دوستي از شما دوري مي کنه و علاقه شما نسبت به او يک طرفه هست ، به اين معنيه که شما بايد دنبال فردي باشيد که دوستي با اون براي شما مثمر ثمر و دوجانبه باشه . اين ارتباط به همه جوانب و شئون زندگي قابل تسري هست ، حتي در ارتباط با دوستي با خدا ( طبق آيات قرآن خداوند مشتاق ترين دوستان نسبت به ما آدم هاست)

خوب در نهايت اينکه ديدن هر فيلم با برداشت هايي متفاوت همراه هست و دقت نظر در فيلم ها به حوزه ي فکري آدم ها مربوط ميشه . اميدوارم اگر تونستيد فيلم رو ببينيد از اينکه پيشنهاد کردم ببينيدش از دستم ناراحت نشيد .
شاد و سربلند باشيد

پاورقي:
- تصوير پوستر فيلم 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6
قانون جذب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:28  توسط علي | 
بو پستي ايستيرم توركي يازام .البته ايجازه زينن تبريزلي لحجه اينن يازاجيام . بير خاطرم وار كه بيزه چوخ خوش گلده و ايسيرم يولداش لارا دا تعريف الييم . بيزيم فاميل دا بير گوجا خانم وار كه مامام گيل نچه آي مونان گاباخ اولاردا گناخيديلر.
بو خانم ، گيزلارينا گويون ديلي آلميشدي و بيللرين يولاميشدي . ولي اوغلون دا يولاميشدي بازارا كه ايينه ديلي ده آلسين و آپارسين گيزلارا. ايندي تيليفون دا ايستيير مطلب گيزلارا دسين .
ديير ميش كه :«او ديل كه يولاميشم گويون پاچاسيدي ، اكبر ده يولاميشام ايينه گويونو آلسين». بيز بيلمديخ ديل نجور گويون پاچاسي اولار و ايينه گويونو نجور حيوان ده.
بو مطلب و بوجور چيريخماج بيزه خاطره ايدي كه ايستديم توركي ديم

نتيجه گيرليخ:
فرهنگي نتيجه سي : بيزيم مختلف توركي لهجه لريميز وار
خانوادگي  نتيجه سي : بيز ده خانم لار ايينه ديلي ده سويلر
طبيعي  نتيجه سي : ايينه ديلي يا گويون ديلي ، مساله كله پاچادي
زيست شناختي  نتيجه سي : شتر مرغ يا ايننه گويوني ، هله مساله كله پاچادي
روانشناختي نتيجه سي :‌آدام چيريخار دا.

شاد ياشاسوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:35  توسط علي | 
در روزي كه گذشت اتفاقات كما بيش جالبي برام افتاده كه نوشتنشون رو براي دفتر خاطرات شخصي نگه مي دارم . اما چيزي كه براي نوشتن توي بلاگ در نظر گرفتم مربوط به فيلمي ميشه كه در برنامه سينما 1 از شبكه 1 پخش شد .
اين فيلم همسرايان نام داشت . داستان فيلم مربوط به يك استاد موسيقي گمنام بود كه به عنوان ناظم در يك مدرسه مشغول به كار شد . در بدو ورود در روند فيلم آقاي ناظم متوجه ميشه كه بچه ها به جهت سياست هاي غلط آموزشي در اين مدرسه داراي اخلاقيات بدي هستن .
در روند فيلم با تمهيداتي كه اين ناظم انتخاب مي كنه مدرسه رو به محيطي شاد تبديل ميكنه . در نهايت هم توسط مدير مدرسه اخراج ميشه و فيلم با روايت اخراج مدير مدرسه به سبب سياست هاي غلط رو به پايان ميره . پايان فيلم هم آدم رو ياد پايان داستان سارا كورو و انتهاي فيلم زندان مياندازه .
چيزي كه تو فيلم وجود داره اشاره به قانوني از قوانين مطلق خداوند هست كه با عنوان “عمل و عكس العمل” از اون ياد ميشه . فقط نحوه ي استفاده توسط آقاي مدير اشتباه و توسط آقاي ناظم درست هست.
با مثال ساده و ملموسي جريان رو توضيح مي دم .
يادتون هست توي مدرسه كه درس مي خونديد اتفاق افتاده باشه كه به دفتر احضار بشيد يا حتي بگن ولي محترمتون رو فردا بياريد!؟ مسائلي مثل جلسه اوليا و مربيان و پول و اينا رو بگذاريد كنار ، چيزي كه مهم هست همون بي انضباطي هست . من خودم يادمه تقريبا هميشه دو گروه آدم توي دفتر پيداشون مي شد ، يا كساني كه شاگر اول و اينا بودن يا كسايي كه خطايي كرده بودن . در اينجا هم مثل فيلم هاي سينمايي بعضي ها فقط سياهي لشكر بودن . خوب حالا فكر كنيد تا به امروز كسي شما رو به دفترش صدا كرده تا بهتون بگه در درس خاصي پيشرفت محسوسي داشتيد ، يا مثلا ولي محترمتون رو بخواد و خبر بده كه فرزند دلبند و قند عسلشون در فلان درس پيشرفت كرده . من كه يادم نيست.
به اين نوع مديريت (ياد دكتر پورشافعي به خير)‌ ميگن مديريت مچ گيري (“عمل و عكس العمل”) . اين يعني اينكه هر وقت شاگردتون ‏، برادر و خواهر كوچكتون ، فرزندتون و... كار بدي كرد سريع صداش كنيد و توبيخش كنيد ولي اگر كار خوبي كرد خوب وظيفه ش بوده و بايد هم انجام ميداده . متوجه شديد چه اتفاقي افتاد؟!

كار بدي انجام شده آنگاه تنبيه و توبيخ
عمل آنگاه عكس العمل
كار خوبي انجام شده آنگاه عدم عكس العمل

اگر بانك آگاهي هاي بالا رو داشته باشيد نتيجه چه خواهد بود ؟ كار خوب عمل محسوب نمي شود‏، در نتيجه كار خوب حذف مي شود، و چند نتيجه ي ديگه :
در ادارات دولتي كار ها به خوبي پيش نمي رود
در ميان دانش آموزان سالانه 20% عدم ارتقا به سال بالاتر وجود دارد
و.....

براي ياد گرفتن قاعده ي عمل و عكس العمل خوندن كتاب “ويل دان” اثر كنث (كن) بلانچارت رو پيشنهاد مي كنم .
و جمله آخر :‌ براي خوب شدن اوضاع و براي ارتقاء سطح در همه امور زندگي بر خوبي ها تاكيد كنيد و به بدي ها بي تفاوت باشيد (عمل به قانون ها فراموش نشود)

نتيجه گيري:
نتيجه اجتماعي : مديريت و تربيت گاهي با هم قدم مي زنند (با اجازه ي استاد : رهبري)
نتيجه دانشگاهي : آيا تا به حال به آشپز ها گفته ايد اين غذا از ديروزي بهتر بود
نتيجه تاريخي : تا كي و چند وقت مديريت سنتي (traditional) ؟
نتيجه هنري : فيلم ها كلاس درسند(البته نه همشون)
نتيجه سياسي : آقاي وزير از اين كه فلان كار را انجام داده ايد ممنون (چه جمله ي عجيبي !)
نتيجه فرهنگي : فرهنگ انتقاد يا فرهنگ تحسين
نتيجه جغرافيايي : فكر كنم فيلم محصول فرانسه بود
نتيجه مذهبي : شكر نعمت نعمتت افزون كند ××××  كفر، نعمت از كف ات بيرون كند

(دلم براي نتيجه گيري تنگ شده بود)
شاد، سر بلند،موفق و سعادتمند باشيد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:50  توسط علي | 
توي چند روز گذشته به شدت مشغول كار بر روي يك نرم افزار اوتوماسيون بودم و در بيشتر مواقع ترانه هاي گروه عقرب ها همراهم بود . ميدونم كساني كه علاقه اي به موسيقي هارد راك ندارن علاقه ي خاصي هم به عقرب ها ندارن ولي من شعر هاي اين گروه رو دوست دارم . امروز تصميم گرفتم يكي از شعرهاي عاشقانه ي اين گروه رو توي بلاگ بگذارم . نام شعر پروانه ي زرد هست

در قلعه خدايان
همه دور هم جمع شده بودند ،
در بامدادان
ديدند كه آن دختر وارد بهشت شد .
از او درباره زندگي روي زمين پرسيدند،
پرسيدند كه چه چيز زندگي را شيرين تر مي كند.
او گفت كه قلب كسي از براي او در تپش است،
اگر بتوانند او را برگردانند ؟
فقط براي يك بار!
او مي دانست كه كسي غمگين است.

اين زيبا نيست ؟ خوب بنگر !
بال ها را باز كند و پرواز كند
پروانه را نكش
اين زيبا نيست ؟ خوب بنگر !
يك پروانه ي زرد بودن
پروانه را نكش

پسري در كنار ساحل نشسته
گم شده در ابر هاي تيره ي درون
وقتي كه ديد پروانه را
مي رقصد در باد
داستان ادامه يافت
او مي دانست كه معشوقش هنوز در كنار اوست

اين زيبا نيست ؟ خوب بنگر !
بال ها را باز كند و پرواز كند
پروانه را نكش
اين زيبا نيست ؟ خوب بنگر !
يك پروانه ي زرد بودن
پروانه را نكش

شاد و سربلند باشید

موزيک و ترانه ی شعر  

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 1:12  توسط علي | 
چند روزي هست كه دارم به يه مساله اي فكر مي كنم .
دو تا مراسم هست كه پيشنهاد مي كنم بهش فكر هم نكنيد . از اون مهم تر اينكه اصلا هم به خيالتون نياد كه مي تونيد حالا يه كاريش بكنيد . البته بستگي به اين داره كه بچه پولدار باشيد يا نه اما اگر به طور كلي از قشر متوسط به پايين جامعه هستيد بي خيال بشيد . اون طور كه من حساب كردم براي گذر ازهر كدوم از اين 2 تا مراسم بايد پولي معادل كفاره 6 ماه روزه خوري يا 60 ماه حقوق كارمندي (البته اگر بچه بسيجي هستيد و مي خواهيد ساختار شكني كنيد و بگيد ما مخالف .... هستيم و..) خرج كنيد
خوب فكر كنم هر 2 تا مراسم رو خوب مي شناسيد . اوليش رو كه مي خوام بگم دست ما نيست و يكي ديگه آشش رو برامون مي پزه و دوميش هم تقريبا همينطوريه

اوليش : خدا رفتگان شما رو هم بيامرزه ، بله ، مقصودم مردن و از دنيا رفتنه . البته فكر مي كنم لازم نيست زياد توضيح بدم اما از اونجايي كه اينجا اينترنت هست و از هر جايي ميان و مطلب رو مي خونن و شايد با تهران آشنا نباشن خدمتتون عرض مي كنم .
وقتي از دنيا ميريد ،‌خدا رحمتتون كنه ، اي جنت مكان و خلد آشيان ، قبر لازم داريد . اين قبر يه چاله ي 70*150*150 سانتيمتريه كه توي زمين حفر مي كنن و يه سنگ قشنگ هم روش قرار مي دن . به خدمتتون عارض هستم كه اين چاله در بهشت زهراي تهران به قيمت نا قابل 4 تا 40 ميليون تومان قابل خريد هست ، امكاناتي از قبيل تلفن و آب و برق و ... هم نداره فقط نوع دو طبقه داره كه مي تونيد تهيه كنيد .
بعد از از دنيا رفتن و خدا رحمت كنه شدن فاميل و دوست و آشنا ها دور هم جمع ميشن تا در غم صاحب عزا شريك بشن . خوب يكي هزينه ها رو يادداشت كنه ، شام براي 200 نفر (سالن بهتر هست) در روز تشييع جنازه و البته وسايل اياب و ذهاب هم مهياست . ميوه و شيريني و حلوا و مسجد و شربت و حاج آقا و مرثيه خوان هم براي مراسم ختم ، هفتم ، چهلم و خيلي مراسم هاي ديگه . همه رو كه حساب مي كنيد غم و اندوه عزيز از دست داده ميره توي قوطي و اوني كه مي مونه غم و غصه ي بدهكاري هاي صاحب غزاست . خدا اون ها رو هم رحمت كنه .
تازه اين وسط مرثيه خوان ها كه نورعلا نور هستن . يارو تا وسط مراسم اسم مادر بزرگ ما رو اشتباه مي گفت و يه چرت و پرت هايي بار ملت مي كرد كه توي كشكول هيچ عطاري پيدا نميشه ، براي آرامش حال بازماندگان صلوات.

دوميش : انشاء الله به پاي هم پير بشيد . خوب اين يكي رو كه ميگي همه قند توي دلشون آب شده حالت ذوقمرگي بهشون دست ميده . از اينجا به بعد به ازاي هر مبارك باشه بيشتر بايد تنتون بلرزه . چرا ؟! عرض مي كنم .
اين مراسم از اون اولش كه خاستگاريه تا آخرش كه ميريد خونه ي بخت 700 تا مراسم داره كه 7 تا از اونها رو همه بلدن . طي اين مراسم ها هي بايد پول خرج كنيد . فقط يه رقم يه سالن مناسب با غذاي خوب و قابل عرض با 300 تا مهمون ( از آوردن بچه ها خودداري كنيد) 6 تا 9 ميليون (با توجه به همون شعار هاي قديمي) خرج داره . حالا براي گل ماشين 400 تومن، آرايشگاه (مردانه) 100 تومن ، گل و ... خدا تومن بايد خرج كنيد . اگر مهمون از شهرستان داريد و جا هم نداشته باشيد هزينه ي هتل رو هم بايد بپردازيد .
با اين وجود لازم نيست به پاي هم پير بشيد ،‌ هر دو تايي به پاي قسط وام پير ميشيد . ميبيني يارو داره ميميره ، هنوز داره قسط ازدواج ميده . جهت خوش بختيه عروس و دوماد كف مرتب بزنيد .

والا بنده كه تصميم گرفتم در سن 50 سالگي وقتي تونستم قبر مناسب تهيه كنم و يك خونه ي نقلي بخرم برم دنبال زن گرفتن (خوبه بدونيد اينطور كه ميشه ديد توي اون سن و سال زود تر همسر پيدا ميشه كرد)

خدا به همه عمر طولاني و خوشبختي عنايت كنه
شاد و سربلند باشيد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:5  توسط علي | 
 

براي گرفتن ساعت هاي ديگه اينجا كليك كنيد

اگر ديديد نمي تونيد نظرات رو ببينيد روي گل كوچولوي () آخر مطلب كليك كنيد

 
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو
مطالب اين روزها
نظرخواهي براي يك موضوع
رومئو باید بمیرد
بانوي دو عالم ، آبروي بشريت در نزد خداوند حضرت فاطمه زهرا عليه السلام
بازخواني يك مطلب (آدامس موزي يا روزنامه مساله اين است)
مشاجره نامه
کابوس شب کريسمس
چيريخماج
همسرایان
پروانه ي زرد
مراسم های اسمشو نبر

درباره وبلاگ
فعلا فقط تو اين دفتر خاطرات مي نويسم و حرف هاي قشنگ . ولي اگر كسي دوست داشت حرف هاي تخصصي در باب كامپيوتر هم خواهيم زد

پيوندهاي روزانه
ديدن صورت حساب موبايل
پتانسیل و....
نمونه بانک اطلاعاتی asp.net
هرچی ویروس ها می بافن پنبه کن
نماز شب
Flash Browser
بازي پازل هشت تايي
يك ASP سرور كوچولو
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشيو موضوعي
سفرنامه
مراسم ها
تحليل فيلم
پيوندها
بلاگ اختصاصي 84
گروه اختصاصي 84
گروه شبانه 84
رز هاي صورتي
دفتر خاطرات
صداي پاي آب
عرش عشق
بنده خدا
بلاگ تخصصي موسيقي ARMP
همه چيز در كامپيوتر
انجمن علمي زبان بيرجند
كتابداري مدرن (MLIS)
مريد مولانا
حيرووون
ریحووون
شيپورچي
بدون عنوان
نا گفته ها
اميدهاي فردا
داستان کوتاه
بي همگان
بي تو مهتاب
((اباصالح رو حي فداك))
هیأت محبان اهل بیت(ع) خدابنده
روح سرد
آرامش(زمزمه هاي تنهايي)
مرداديها
كهبد
عزرائيل فرشته مقرب خدا
شیوا فرازمند
بلاگ هاي شخص خودم
گاهي سنگ صبور
من و همسر (آينده)
عبد عبيد
فلسطين ما
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
ديجيتال كيوان